الشيخ رسول جعفريان
221
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
وجود تعصبات خاص قبيلهاى و اطاعت از اجداد و آباء خود ، كمتر تغيير عقيده داده و آيين بت پرستى را سخت نگاه مىداشت ، اما به هر روى اهل كتاب را از نظر فرهنگى بالاتر مىدانست . ابن خلدون مىنويسد : زمانى كه عرب در صدد پاسخ به سؤالات فطرى خود دربارهء هستى ، اسرار خلقت و ابتداى خلقت بود . آنها را از اهل كتاب مىپرسيد ، در حالى كه خود يهود در آن زمان باديه نشين بوده و غير از آنچه عوام اهل كتاب مىدانند چيز ديگرى نمىدانستند . « 1 » شوقى نيز مىنويسد : نصارا در جاهليت تنها ظاهرى از دين خود را مىشناختند و از حدود دقيق آن آگاهى نداشتند « 2 » از امية ابن ابى الصلت اشعارى نقل شده كه در آنها تعابيرى از مصطلحات اهل كتاب وجود دارد ، و اين خود تأثيرات فرهنگى اهل كتاب را در عرب جاهلى نشان مىدهد . جواد على ضمن پذيرفتن اين تأثير ، بخشى از آن نقلها را ساختهء دورهء اسلامى مىداند . « 3 » از جمله شواهد سلطهء فرهنگى اهل كتاب بر جاهليت عرب اين است كه : ابوسفيان رهبر قريش از كعب بن اشرف يهودى مىپرسيد آيا دين ما بهتراست يا دين محمد ! از سوى ديگر كفار قريش نضربن حارث و عقبة بن ابى معيط را به سوى احبار يهودى در مدينه مىفرستند و آنها را مأمور مىكنند تا دربارهء دين محمد از آنها پرسيده و صفات او را براى آنان بازگو كنند ، چرا كه آنها اهل كتاب هستند . « 4 » حيى بن اخطب و كعب بن اشرف دو يهودى به مكه آمدند ، اهل مكه به آنان گفتند : شما اهل كتاب و علم قديم هستيد خبر از دين ما و محمد بدهيد ؛ آنها گفتند : شما راه يافتهتر از آنها هستيد . « 5 » در خبر ديگرى آمده : وقتى كفار قريش براى چاره جويى نزد يهود مىروند آنان سه سؤال مطرح مىكنند تا از پيامبر سؤال شود ، از جمله مسأله روح ، ذوالقرنين و اصحاب كهف . « 6 » وقتى يك يهودى و يك عرب با هم درگير شده و مىخواهند قاضى انتخاب كنند فرد عرب كعب بن اشرف را بر مىگزيند در حالى كه فرد يهودى او را متهم به رشوه گيرى كرده و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را به عنوان قاضى انتخاب مىكند . « 7 » باتوجه به اين نمونهها مىتوان دريافت كه قريش كه بزرگترين قبيلهء عرب از حيث تقدس بوده و خود را اهل حُمْس ( تشدد در دين ) مىخوانده ، اين چنين در مقابل يهود خاضع بوده است . اين تسلط فرهنگى بعدها نيز ادامه يافت و مسلمينِ از اهل كتاب همچنان
--> ( 1 ) . تاريخ ابن خلدون ، ج 1 ، ص 439 ( 2 ) . العصر الجاهلى ، ص 101 ( 3 ) . المفصل ، ج 1 ، ص 416 - 413 ( 4 ) . السيرة الحلبيه ، ج 1 ، ص 31 ( 5 ) . اسباب النزول ، صص 104 - 103 ( 6 ) . لباب النقول ، ص 143 ؛ و نك : به اسباب النزول ، ص 197 ؛ تفسير ابن كثير ، ج 3 ، صص 72 - 71 ( 7 ) . محمع البيان ، ج 3 ، ص 65 ، از ابن عباس و مجاهد و الربيع و ضحاك